اقتصاد مسکن

نمی‌دانی؟ یادبگیر؛ نمی‌توانی؟ بخواه!! - تقریر حقیقت، تقلیل مرارت

نمی‌دانی؟ یادبگیر؛ نمی‌توانی؟ بخواه!! - تقریر حقیقت، تقلیل مرارت

اقتصاد مسکن

نوشته‌های ایمان عابدی

جغرافیای عدالت

چهارشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۹:۵۹ ب.ظ

عدالت بنا به اینکه صفت برای چه چیز باشد به اقسام زیر تقسیم می شود و گاه معنای صفت عدالت بنا به موصوف آن تفاوت میکند.

۱. صفت برای شخص

۲. صفت برای عمل انسان

۳. صفت برای قانون

۴. صفت برای نهاد اجتماعی

۵. صفت برای وضع اجتماعی

۶. صفت برای کل جامعه

۷. صفت برای هستی و جهان 

برای عدالت معانی مختلفی را میتوان برشمرد که گاه تفاوت رقیق و گاه غلیظ دارند. این تفاوت گاهی به سبب تفاوت در موصوفی است که عدالت صفت آن واقع می شود.

۱. عدلی که به خدا منتسب است. اعم از عدل در آفرینش، عدل در تشریع و عدل در جزا و پاداش. مورد دوم و سوم فرع بر پذیرش حسن و قبح عقلیست. البته منکران حسن و قبح عقلی باید معنی ظلم نکردن خداوند و عمل به قسط توسط خدا را که در قرآن آمده است به گونه ای تفسیر کنند که لازمه آن فرض حسن و قبح ذاتی و/یا عقلی نباشد. 

۲. عدل به معنی تعادل جهان: عدل کیهانی بر اساس اندیشه رواقیون. اضداد جهان با هم همنشین اند ولی گاهی این جهان توازن و تعادل خود را از دست می دهند. عوامل طبیعی همه در جای خود هستند و اگر خارج شوند نیز به روند خود برمیگردند. چیزی شبیه به بالعدل قامت السماوات و والارض. 

۳. عدل در فقه اسلامی: عدل به معنی که برای امام جماعت و قاضی و راوی حدیث بکار میرود. یعنی بر گناه صغیره اصرار ندارد و گناه کبیره را انجام نمی‌دهد. 

۴. عدل در مسیحیت به معنی عادل شمردگی: کسی است که خدا وی را می پذیرد. در ادبیات ما امرزیدگی چنین معنی دارد. این معنی در مورد شخص است، شخصی آمرزیده. 

۵. این معنای عدالت باز صفت شخص است اما به لحاظ درونی نه بیرونی. حکمت شجاعت عفت و عدالت چهار فضیلت انسانی از منظر ارسطوست. مومن، امید وار و عاشق سه ویژگی فاضل از نظر پولس قدیس بود. برخی نیز هر هفت فضیلت را جمع کرده اند و بر چهار مورد اول ناسوتی و سه مورد دوم لاهوتی نام نهاده اند. شخص دارای این فضایل را عادل می‌گویند. 

۶. عدالت به مثابه شهروند خوب: شهروندی که قانون را رعایت میکند را عادل می دانند و این نیز صفت عمل شخص است یعنی شخص به لحاظ جنبه بیرونی. 

۷. عدالت اجرایی: عدالت به معنی مجری عادل. عدالت صفت فرد است و به عمل بیرونی مرتبط است. اگر مجری اجرای قوانین را سازگارانه و منصفانه انجام دهد وی را عادل میدانند. صرف نظر از اینکه خود قانون عادلانه است یا نیست. 

۸. عدالت به معنی انصاف در برخورد با دیگران: رعایت انصاف در تعامل انسان در قالب نهاد های اجتماعی مثل اقتصاد، سیاست، خانواده و... . این همان قاعده زرین است. عدالت به مثابه انصاف. 

۹. ‌عدالت قضایی یا رویه ای: چگونگی نظام دادرسی. چگونه باید از کسی که به من ظلم کرده شکایت کنم؟ چطور با آن شکایت برخورد می‌کنند و قاضی چه رفتاری با من و فردی که از او شکایت کرده‌ام دارد؟

۱۰. عدالت محتوایی‌: محتوای قانون عادلانه باشد. این معنای از عدالت دیگر صفت شخص نیست بلکه صفت قانون است. قانون در ارتباط فرد با فرد یا فرد با حکومت باید به گونه ای نباشد که فردی از فردی طلبکار شود یا اینکه فردی از حکومت چیزی کمتر یا بیشتر از حد انصاف طلبکار شود. 

انواع عدالت محتوایی:

الف. عدالت توزیعی: اولین بار در نظر ارسطو امده است. عدالت توزیعی یعنی قانون به گونه ای باشد که خیرات و مواهب اجتماعی (ثروت، قدرت، جاه و مقام،‌ شهرت محبوبیت، علم دانشگاهی و... ) به طور یکسان در شروع در اختیار همه قرار گیرد. بعد از توزیع یکسان به عللی خیرات در بین مردم متفاوت می شود که اگر به سبب استحقاق خود آن ها باشد پذیرفتنی است. حداقل هفت نظریه در این باب وجود دارد که چطور مواهب بین افراد تغییر میکند. ادام اسمیت، مارکس، توماس اکویناس و... . 

ب. عدالت تعویضی یا مبادله ای: ریشه در ارای ارسطو دارد. کار باید با دستمزد کار تناسب داشته باشد. کالا با قیمتش تناسب داشته باشد و به طور کلی داد و ستد ها متناسب باشد.

ج. عدالت اصلاحی یا جبرانی: جریمه و جرم باید متناسب باشند. ضرر جسمی، روانی و ذهنی با مجازات مجرم متناسب باشد. 

د. عدالت کیفری یا جنایی: به این سوال می پردازد که چه وقت حق داریم کسی را اعدام کنیم یا قصاص کنیم تا عادلانه باشد؟ قصاص چرا انجام میگیرد؟ (عقلانیت قصاص: تشفی جویانه، انتقام جویانه، تعادل جویانه ، انصاف اقتضا می‌کند، بهسازانه و جلوگیری از تکرار جرم توسط خود ان فرد میکند، بخاطر اینکه سایر افراد دیگر جرم انجام ندهند یعنی عبرت جویانه است، جنایات بالفعل بالقوه را از بین ببرد و در آینده جرم نشود) و سوال دوم چطور قصاص صورت گیرد تا عادلانه باشد؟ پاسخ این سوال به سبب اهمیت موضوع در قانون می آید و از این رو ذیل عدالت محتوایی جای می‌گیرد. 

۱۱. عدالت صفت جامعه است: مثلا وقتی در روابط بین الملل جامعه به جامعه دیگر ظلم می‌کند آن جامعه ناعادل است. بعد از جنگ جهانی ادبیات این نوع عدالت رونق گرفت. 


تذکر: آنچه عدالت اجتماعی نام دارد معمولا ترکیبی از دو یا چند تا از این موارد است. معمولا عدالت محتوایی شرط لازم در عدالت اجتماعی است. 

چند مسأله مهم در باب عدالتی که یازده معنای آن ذکر شد وجود دارد که در ادامه صورت آن ذکر می شود. 

۱. آنچه هیوم می گفت: شرایط بحث از عدالت چیست؟ عدالت چه زمان بحث میشود؟ مثلا در مورد طوفان میشود بحث از عدالت کرد یا نمی شود؟

۲. در مورد اعطای حق به ذی حق.

 در کدام اقسام یازده گانه، عدالت به این معناست و کدام یک به معنی دیگریست؟ 

حق چیست؟ طبیعی است یا قراردادی؟ روش تعیین مصداق حق چیست؟

نسبت حق و تکلیف چیست؟ هر حقی تکلیف می آورد یا نه؟ مثلا من حق دارم همسر داشته باشم ولی بقیه تکلیف ندارند همسر من شوند. کدام حقوق تکلیف اورند؟

رابطه عدالت و برابری چیست؟ کجا و کی عدالت به معنی برابریست؟

عقلانیت و مطلوبیت عدالت به چیست؟ یعنی سود عدالت به چیست؟ مطلوبیت عدالت به چیست به آثار آن در دنیاست یا آخرت کوتاه مدت است با بلند مدت، معنویست یا مادی؟

تزاحم عدالت و آزادی چگونه است؟ اصلا این تزاحم پیش می اید یا نه؟ و اینکه چطور تزاحم از بین می رود؟

برای اخلاقی بودن عدالت کافیست یا خیر؟ احسان و شفقت بالاتر از عدالت است ، سعادت فرد در گرو عدالت است یا بیشتر از آن نیاز است‌. 

برای سعادت جامعه چطور؟ آیا سعادت جامعه در گرو عدالت است یا بیشتر از عدالت نیاز است؟ 

تناسب جرم و جریمه را چطور باید فهمید؟

میزان اختیار و مسئولیت به چه نحو است. به ازای چه مقدار وظیفه چه مقدار نیاز است؟

نظرات  (۱)

سلام نکته دقیقی بود

 

پاسخ:
سپاس از توجه شما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی